یاد شهیدان

به یاد شهدای هشت سال دفاع مقدس

شعر شهید

آن شعر که در وصف شهیدان گفتی

از گنج نهان گفته و خوش دُر سُفتی

درد دل شاهدان و گمنامان بود

از غربت و داغ آن عزیزان گفتی

سالی گذشت ، باز نیامد وعید شد
گیسوی مادر از غم بابا سپید شد


امروز هم نیامد و غم خانه را گرفت
امروز هم دو مرتبه باران شدید شد

مادر کنار سفره کمی بغض کرد و گفت
امسال هم بدون تو سالی جدید شد

ده سال تیر و آذر و اسفند و... خون دل
تا فاو و فکه رفت ولی ناامید شد

ده سال گریه های مرا دید وگریه کرد
اما به من نگفت چرا ناپدید شد

ده سال رنگ پنجره های اتاق من
هم رنگ چشم های سیاه سعید شد

بعد از گذشت این همه دلواپسی و رنج
مادر نگفته بود که بابا ، شهید شد!

دلم زهجر شهیدان چرا نمی لرزد
برای دوری یاران چرا نمی لرزد

دلی که سنگ شده از قصاوت بی حد
دمی بیا شهیدان چرا نمی لرزد

ز فعل زشت من عرش خدا به لرزه آمده
ز ارتکاب گناهان چرا نمی لرزد

لطافت از دل من رفته و دلم مرده
به وقت خواندن قرآن چرا نمی لرزد

میا مجلس ذکرم ولی دلم آرام
به شوق دیدن جانان چرا نمی لرزد

نمی تپد دل من لحظه ایی خدا گونه
شده سراچه ی شیطان چرا نمی لرزد

وجود کاهل من در سکون بی فکریست
به زیر کوه گناهان چرا نمی لرزد

دلم زدیدن هر روی خوش به لرزه آمده
بیاد مه روی دوران چرا نمی لرزد

دل خراب من از دوری گل زهرا سلام‌الله‌علیه است
نگار مانده به هجران چرا نمی لرزد

Image and video hosting by TinyPic

در باغ شهادت باز است بسم الله

گمانم خانه ساقی همین  جاست

 

فرازهايی از وصيت نامه های شهدای دفاع مقدس

*************

شهيد امير اسدالله زاده

اگر پاره پاره ام کنند هر قطره خونم ندا می دهد خمينی خمينی

شهيد ابوالفضل حببی

خداوند می داند که چگونه سياهی ما را بايد پاک کرد بلی با خون با رنگ سرخ خون ظلمت را به رنگ سپيد در خواهد آورد

شهيد اکبر مير محمدی

خدايا شاهدی که امروز ستمگران و کافران و مشرکين چقدر آشکارا نسبت به بندگان تو ظلم می کنند جنايتهايی که هر روز صحنهتازه تری از تاريخ را سياه می کنند و ما با الهام از قران و مکتب نمی توانيم شاهد اين زور گويی ها باشيم

شهيد اکبر طالبی

بر مزارم تفکر کنيد زيرا تفکر عاليترين راه به مقصد است

شهيد احمد غلامی

تنها چيزی که می تواند گلوی مرا سيراب کند شهادت است و من شهادت را با أغوش باز استقبال می کنم که شهادت از عسل برايم شيرين تر است

شهيد احمد به خويی

مرگ برای هر انسانی در پيش است و هر کس چه زود و چه دير خواهد مرد اما من نمی خواهم بميرم من نمردهام من شهيد خواهم شد

شهيد احمد رضا

تا .... مسلمانان عاشق خدا و پوينده راه حسين در مملکت هست احدی نمی تواند اين مردم را زير بار ظلم و ستم خود قرار دهد

شهيد امير مظفری

من ننگ و نفرت می دانم که زنده باشم و اسلام و کشور من در خطر باشد و به نابودی  کشيده شود

شهيد حسن پازوکی

من با آغوش باز به استقبال شهادت می روم چون معتقدم که درخت اسلام را بايد با خون آبياری کرد بايد به ندای الهی امام پاسخ داد

شهيد علی اصغر اکبری

پدر جان سرت را در جامعه بالا بگير و سينه ات را سپر کن و چهره ات را باز کن وشاد باش و بازبانت بگو که امانتی را که داشتم از طرف خدا و آن امانت اينک در راه خداست

شهيد عليرضا سنگانيان

جبهه آزايشگاهی است که انسان می تواند می تواند نسبت وابستگی اش را به به دنيای مادی بسنجد

                                               

مثلا همه برابرند ...

 

همه آدم‌ها با هم برابرند

 

اما پول‌دارها محترمترند

 

همه آدم‌ها با هم برابرند

 

اما دخترها پرطرف‌دارترند

 

همه آدم‌ها با هم برابرند

 

اما بچه‌ها واجب‌ترند

 

همه آدم‌ها با هم برابرند

 

اما خانم‌ها مقدم‌ترند

 

همه آدم‌ها با هم برابرند

 

اما سياه‌ها بدبخت‌ترند و سفيدها برترند

 

البته تبعيضي در كارنيست . در كل همه آدم‌ها با هم برابرند

 

اما بعضي‌ها برابرترند

 

 

                                                        

 

 

 ن عزیز را به  

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/02/01ساعت 13:12  توسط شهید  |